...
خبرهای مرتبط .................................
RELATED NEWS
کد خبر: 63729 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۶/۳/۸ - 08:04
نزهه براضه در کتاب «زنوارگی در اندیشه ابن عربی» از چه می‌گوید؟

تجلی فمینیسم بر شیخ اکبر؛ ابن عربی

مجتبا حد‏يد‏ي/

انتشارات گام نو، کتاب «زنوارگی در اندیشه ابن عربی» نوشته نزهه براضه با ترجمه سید ناصر طباطبایی را به چاپ رساند. این کتاب 320‌صفحه‌ای با قیمت 25500‌ تومان در 1100 نسخه روانه بازار نشر شد. نزهه براضه در هشت‌فصل، سنت فکری ابن عربی با مونث و مذکر را بیان می‌کند. محی‌الدین محمد بن علی بن محمد عربی طایی حاتمی، ملقب به شیخ اکبر و سلطان‌العارفین و کبریت احمر در مورسیه (شرق آندلس) به دنیا آمد. او قرآن، حدیث، فقه، لغت، ادبیات و تصوف را نزد عالمان عصر آموخت و با فیلسوف شهیر، ابن رشد اندلسی دیدار کرد. عالی‌ترین دانش‌نامه ابن عربی، کتب «فتوحات مکیه» و «فصوص‌الحکم» است. باید گفت که ابن عربی، کتاب «ترجمان الاشواق» را در ستایش از زیبایی نظام، دختر شیخ خود در مکه یعنی مکین‌الدین اصفهانی به نگارش درآورد و به اثبات این نکته پرداخت که عشق نسبت به زن، با عشق نسبت به مطلق، در یک نقطه به هم می‌رسند. فصل نخست کتاب «زنوارگی در اندیشه ابن عربی» با نام «مردوارگی و زنوارگی» از رازآلودگی، گنج پنهان، فعل میان فاعل و منفعل و ازدواج {هستی تجدیدشونده} تشکیل شده است. زنوارگی به‌عنوان یکی از ارکان اندیشه ابن عربی او را در زمان خود تبدیل به یک فمینیست عالی‌مقام کرده بود. نزد ابن عربی، فعالیت عشق، اساسی‌ست که عوامل مختلف را به هم پیوند می‌دهد؛ بنابراین، مفاهیمی چون تجلی، فیض و ظهور را به‌کار می‌گیرد؛ تاآنجاکه هانری کربن، نقش زنوارگی در خیال و نسبت‌های آن را در تفکر ابن عربی بررسی می‌کند. ساشیکو موراتا حضور زنوارگی و مردوارگی را در گرایش‌های اندیشه اسلامی مورد توجه قرار می‌دهد. موضوعی که در‌این‌کتاب جالب توجه است، فروست کتاب است که عرفان فمینیستی نام نهاده شده. باید گفت که ابن عربی از یک‌سو، گرایش به تصوف داشته است و با سمت‌و‌سوی عرفانی به مسئله زنوارگی نگاه می‌کند و از سویی دیگر، فمینیسم از خروجی‌های عصر جدید است؛ اما فمینیسم و عرفان در نگاه اومانیستی ابن عربی به تلاقی و وحدت می‌رسد و ازاین‌رو فروست این کتاب در رده خاصی تعریف شده است که تا‌کنون سابقه نداشته است. دیدگاه‌های ابن عربی قدری پیچیده است و معانی پنهان و رازآلود در آثارش باعث می‌شود پژوهشگر، مردوارگی و زنوارگی را بیرون از قلمرو حکمی کاووش کند و گوشه چشمی به فروید داشته باشد؛ اما این‌طور نیست. این ذهن مخاطب است که همیشه پی نفی و اثبات می‌گردد. مقولات ابن عربی بیرون از حصول گرای و نفی و اثبات است و بر دایره حیرت می‌افزاید. مردوارگی و زنوارگی به‌عنوان امری طبیعی و به‌عنوان دو صفت، وارد جهان انسان شده‌اند. آنچه باعث نفی موضوع است، اشتراک این صفت عالی با امر حیوانی و طبیعی‌ست. مسئله، نسبت آراء ابن عربی با نیاز مخاطب است. مردوارگی و زنوارگی، رابطه‌ای دوجانبه با یکدیگر ندارند. نمی‌توان نگاه فرمالیستی بر متن داشت. این متن بر پایه اسامی و دلالت‌ها پیش می‌رود: «پس میان اسم و شیء، نسبت قرابت باطنی برقرار است. این قرابت باطنی، حاوی اختلاف است؛ بی‌آنکه محدود به تعدد و تکثر مادی شود. براین‌اساس حضور زنوارگی و مردوارگی، در درون موجود است و مایه کثرت مادی نمی‌شود» (ص 35). در فصل دوم، صورت‌بندی‌های اومانیستی ابن عربی در راستای فلسفه و عرفان است. کمال انسانی در وحدت، انسان کامل، مقام زوجیت، خلیفه یا حفظ زنوارگی، تکوین و تواضع عرفانی و تانیث طریق صوفیانه، مباحث این فصل هستند. نزهه براضه در رابطه با یگانگی انسان با خویش و مبنای دوگانگی فردی در صفحه 79 این‌طور عنوان می‌کند:  «چیزی در انسان هست که وی را به سوی اُنس و الفت با حضور دیگری متوجه می‌سازد. این دیدگاه را می‌توان چنین تفسیر کرد که انسان بر اساس ریشه زبانی اُنس استوار است. نویسنده فتوحات مکیه به وجود رابطه‌ای استوار میان انس و انسان باور دارد که هنگام ظهور انسان این رابطه پدیدار شده است». دغدغه ابن عربی، اندیشه مرد و زن نسبت به یکدیگر نیست. به‌طور قطع، نگاه عرفانی ابن عربی به اصل همانندی دوصورت تذکیر و تانیث باعث شده اصالت وجود درنظر گرفته شود و تاحدودی کلام او رنگ و بوی اگزیستانسیالیستی به‌خود بگیرد. زنوارگی و مردوارگی به‌عنوان دو اصل وجودی از مولفه‌های صوفیانه ابن عربی محسوب می‌شود. همزادبودن زنان و مردان، عشق و ظهور موجودات در فلسفه و کلام او بیشتر متبلور است. مکانیسم روایت او به‌گونه‌ای‌ست که مرد از مردوارگی و فاعلیت خود با حضور زن آگاه می‌شود و زن این مجال را به مرد می‌دهد تا فاعلیت خود را کامل کند و از زنوارگی متمایز شود. برعکس این نیز از سمت زنوارگی صادق است و بشریت در میان این دو کامل می‌شود. در فصل سوم عنوان می‌شود که مردانگی و زنانگی دو مقام روح هستند. کمال ذاتی انسان، بیرون از صفت رجولیت است؛ زیرا این صفت عرفی و غیر ذاتی‌ست. اگر کمال انسانی را درنظر بگیریم، خروج از صفت مد نظر ابن عربی‌ست. دال و مدلول‌هایی که باعث شده زنان در تاخیر باشند و هویت‌های زبانی و اتصالات زیباشناختی در مثلث ذات و مظهر و تجلی نیز تفسیر شده است. خط مشی ابن عربی باعث شده در فصل چهارم به تانیث در زبان، دورسازی زن و شی‌وارگی بپردازد. او حتی برای به‌کارگیری واژه نفس، دلایل اومانیستی دارد. به‌زعم او، نفس برای نشان‌دادن اسم انسان و بهتر از واژگان مرد وزن است؛ چون ممکن است مردوارگی را بر اندیشه غالب کند: «به یکی از صوفیان گفته شد ابدال چند نفرند؟ گفته است 40 نفس. گفته شد: چرا نمی‌گویی 40 مرد؟ گفت: گاه در میان آنان، زنانی نیز وجود دارند» (ص 134)؛ او اشتراک زن و مرد را در انسانیت و تبلور معانی و معرفت می‌داند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد