آخرین خبرها
خبرهای پربیننده
نقدی بر فوتبال آشفته کشور
کد خبر: 291732 | تاریخ مخابره: ۱۴۰۱ چهارشنبه ۴ خرداد - 00:21

سخن مدیرمسئول

نقدی بر فوتبال آشفته کشور

علی‌اکبر بهبهانی

این‌روزها، فوتبال را نمی‌توان صرفاً ورزشی برای پر‌کردن اوقات‌ فراغت دانست. فوتبال به‌عنوان یک پدیده مردم‌پسند درآمده که سن و جنس نمی‌شناسد و جزئی از زندگی مردم دنیا شده و با آن زندگی می‌کنند؛ درست همان‌طوری‌که غذا می‌خورند. این پدیده فراگیر، کشور فقیر و غنی نمی‌شناسد. شهر و روستا هم ندارد و در همه‌جا رواج دارد، به‌خصوص در آمریکا و اروپا، دوروز شنبه و یکشنبه میلیاردها‌نفر حضوراً در استادیوم‌ها یا از‌طریق جعبه جادویی به‌نام تلویزیون، تعطیلات آخر هفته خود را با فوتبال سپری می‌کنند. تشکیلاتی عظیم، به‌نام فدراسیون جهانی، نظارت و برنامه‌ریزی، مسابقات سراسر جهان را عهده‌دار است؛ به‌طوری‌که بر امور تشکیلاتی فدراسیون فوتبال کشورها، نظارت که نه دخالت کامل می‌کند و اگر کشوری از برنامه فدراسیون جهانی پیروی نکند، تنبیهات زیادی برای آنان درنظر می‌گیرد؛ اما نماینده این فدراسیون جهانی در کشور ما؛ یعنی فدراسیون فوتبال ایران فوتبال، این‌روزها به‌صورت آش شله‌قلمکاری درآمده که در هر‌گوشه آن سازی جدا نواخته می‌شود. فدراسیون رئیس ندارد و رئیس آن‌ که با رأی اعضای مجمع برگزیده شده، در یک کودتای داخلی توسط هفت‌نفر از اعضای هیئت‌رئیسه اخراج می‌شود و پس‌ازاین حادثه، تشتت آرا و اختلافات درونی، وضعیت بحران‌زایی را به این فدراسیون تحمیل کرده و مسابقات فوتبال لیگ برتر و دسته‌های 1 و 2 و 3، در وضعیت آشفته‌ای در جریان است و در‌حالی‌که یکی،دو‌هفته به پایان مسابقات باقی‌ست، مسابقات با هیاهو و حتی جنگ بدنی و لفظی بین تیم‌ها و مربیان در جریان است؛ کما‌اینکه در هفته‌ای که گذشت، روی زشت فوتبال به‌نمایش درآمد و صحنه‌هایی رقم خورد که جای افسوس دارد. در استادیوم آزادی، مربی به خود اجازه می‌دهد تا بازیکن تیم مقابل را با هول‌دادن خاموش کند یا در تبریز در زمین فوتبال، پاره‌ای از هوادارنماها، ده‌ها قلوه‌سنگ و حتی پاره‌آجر را به‌قصد آسیب‌زدن به بازیکن حریف، از روی سکوها، به درون زمین می‌فرستند و آن‌قدر این‌روند ادامه می‌یابد که داور مسابقه را تعطیل می‌کند؛ اما همین فوتبال، چه درس‌های خوبی به ما داده و می‌دهد. «آرتور ساغلام»؛ تنها سرمربی خارجی تیم تراکتور در ایران است که نشان داد، چه انسان بزرگی‌ست و چقدر روحیه جوانمردانه دارد. او هیچ وظیفه‌ای نداشت که در جریان این رویداد، از سرمربی تیم پرسپولیس محافظت کند؛ اما همانند یک بادیگارد در کنار یحیی گل‌محمدی ایستاد تا به همه درس انسانیت و جوانمردی بدهد. حرکت این سرمربی خارجی واقعاً زیبا بود. به‌زعم ساغلام، یحیی هیچ گناهی نداشت و درنتیجه جانانه از او حفاظت کرد تا به سلامت به رختکن برود. حال سؤال اینجاست که اگر به‌جای ساغلام، یک مربی دیگر بود، او هم چنین می‌کرد؟ او در یکی از تاریک‌ترین روزهای فوتبال ایران، کاری کرد کارستان تا گل‌محمدی را به رختکن ببرد. همین‌طور مهدی کیانی، یکی از افرادی‌ست که میکروفن به‌دست گرفت و یک‌تنه از تماشاچیان خواهش ‌کرد، سنگ‌اندازی را قطع کنید؛ او پیوسته به دور زمین در حرکت بود و تماشاگران را با خواهش و تمنا و حتی با دادن سوگند، دعوت به آرامش می‌کرد؛ اما هیچ‌کس صدای اعتراض و التماس او را نشنید. به‌یقین رأی کمیته انضباطی صادر خواهد شد و مسببین این قضیه به مردم معرفی می‌شوند. همین‌طور عالیشاه؛ کاپیتان پرسپولیس که او هم در یک عمل ناپسند، سنگ‌اندازی کرد، به‌یقین مشمول مجازات قرار خواهد گرفت.

 

ارسال دیدگاه شما

بالای صفحه