• شماره 3561 -
  • 1404 شنبه 11 بهمن

یادداشت

معیشت کارگران: دستمزد، قدرت خرید و تورم موادغذایی

محمد بویری

کارگران، هسته اصلی اقتصاد هر جامعه‌ای هستند؛ افرادی‌که با تلاش روزانه و تحمل شرایط سخت، چرخه تولید و خدمات را به‌حرکت درمی‌آورند؛ اما همواره این پرسش مطرح است که آیا مزد پرداختی به آن‌ها متناسب با نیازهای واقعی زندگی و تغییرات اقتصادی است؟ درشرایطی‌که تورم موادغذایی بخش بزرگی از سبد هزینه خانوار را به‌خود اختصاص می‌دهد، بررسی ارتباط میان دستمزد کارگران، قدرت خرید و تورم، ضرورت تحلیل و سیاست‌گذاری دقیق را نمایان می‌کند. یکی از شاخص‌ترین مشکلات کارگران، ناتوانی دستمزدها در پوشش هزینه‌های زندگی روزمره است. براساس آمارهای رسمی؛ حداقل دستمزد بسیاری از کارگران در سال‌های اخیر افزایش یافته اما این افزایش همواره با نرخ واقعی تورم هماهنگ نبوده. به‌ویژه تورم موادغذایی که بیشترین تأثیر را بر معیشت دارد، رشد قابل‌توجهی داشته و بخش زیادی از درآمد کارگران را به‌خود اختصاص داده است. افزایش قیمت نان، گوشت، لبنیات و میوه و سبزی‌ها، فشار مضاعفی بر خانوارهای کارگری وارد می‌کند و بسیاری‌ازآن‌ها ناچار به کاهش کیفیت و تنوع سبد غذایی خود می‌شوند. قدرت خرید، به‌معنای توان واقعی خانوار برای تأمین کالاها و خدمات ضروری، نشانه فاصله میان درآمد و هزینه‌های زندگی‌ست. گرچه دستمزد اسمی کارگران ممکن است افزایش یافته باشد اما قدرت خرید واقعی با احتساب تورم موادغذایی و سایر کالاهای اساسی، اغلب ثابت یا حتی کاهش یافته است. این‌وضعیت به‌ویژه برای کارگران با درآمد پایین و خانواده‌های پرجمعیت، اثرات مخربی دارد. کاهش قدرت خرید نه‌تنها رفاه و کیفیت زندگی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؛ بلکه پیامدهای بلندمدت اجتماعی؛ ازجمله افزایش فقر، اضطراب روانی و کاهش مشارکت اقتصادی را به‌همراه دارد. یکی از دلایل اصلی کاهش قدرت خرید، اختلاف میان نرخ تورم و میزان افزایش دستمزد است. در بسیاری‌ازموارد، دستمزدها با نرخ رسمی تورم تنظیم می‌شوند اما قیمت موادغذایی به‌دلیل عوامل متعددی مانند تغییرات آب‌و‌هوایی، نوسانات ارز، هزینه حمل‌ونقل و سیاست‌های تجاری، سریع‌تر از متوسط نرخ تورم عمومی رشد می‌کند. درنتیجه، کارگران با افزایش هزینه‌های ضروری مواجه می‌شوند، درحالی‌که درآمد آن‌ها به‌همان‌نسبت افزایش نیافته است. این شکاف میان دستمزد و هزینه‌های واقعی، فشار معیشتی و نارضایتی اجتماعی را افزایش می‌دهد. علاوه‌بر افزایش قیمت‌ها، ساختار مزدی نیز نقش مهمی در کاهش قدرت خرید دارد. بسیاری از کارگران قراردادهای کوتاه‌مدت دارند و از مزایای بیمه و رفاه اجتماعی محروم‌اند. این‌گروه‌ها، به‌دلیل نبود امنیت شغلی و دسترسی محدود به حمایت‌های قانونی، آسیب‌پذیرترند و کوچک‌ترین تغییرات اقتصادی، فشار مالی شدیدی بر آن‌ها وارد می‌کند. دراین‌شرایط، حتی افزایش جزئی دستمزدها نمی‌تواند اثر معناداری بر بهبود معیشت داشته باشد. برای بهبود وضعیت معیشتی کارگران، اصلاحات چندجانبه ضروری‌ست. نخست، سیاست‌های دستمزدی باید طبق تورم واقعی و نیازهای اساسی خانوارها تنظیم شوند، نه صرفاً نرخ تورم عمومی. ایجاد سازوکارهای انعطاف‌پذیر که امکان افزایش خودکار دستمزد با رشد قیمت موادغذایی و سایر کالاهای اساسی را فراهم کند، می‌تواند فاصله میان درآمد و هزینه‌ها را کاهش دهد. دوم، حمایت‌های اجتماعی مانند بیمه‌های درمانی، یارانه‌های هدفمند و برنامه‌های تأمین مسکن، نقش مهمی در کاهش فشار مالی بر کارگران دارند. این‌اقدامات، به‌ویژه در دوره‌های افزایش تورم، از کاهش شدید قدرت خرید جلوگیری می‌کنند و امنیت اقتصادی را ارتقا می‌بخشند. سوم، تقویت تشکل‌ها و اتحادیه‌های کارگری می‌تواند امکان مذاکره و پیگیری حقوق اقتصادی را برای کارگران فراهم کند. حضور فعال کارگران در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و اجتماعی، نه‌تنها به تعادل بهتر دستمزد و هزینه‌ها کمک می‌کند، بلکه نارضایتی‌ها و تنش‌های اجتماعی را کاهش می‌دهد. چهارم، افزایش بهره‌وری و حمایت از صنایع کوچک و متوسط، می‌تواند به افزایش درآمد پایدار کارگران منجر شود. در بسیاری از جوامع توسعه‌یافته، رشد بهره‌وری مستقیماً با رشد دستمزد واقعی کارگران متناسب است و این رابطه باعث حفظ سطح معیشت حتی در شرایط نوسانات اقتصادی می‌شود. نهایتاً، معیشت کارگران تنها مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه موضوعی اجتماعی و انسانی است. کاهش قدرت خرید و فشار مالی بر کارگران، سلامت روان، رفاه خانواده و مشارکت اجتماعی آن‌ها را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؛ پس، توجه به دستمزد واقعی، کنترل تورم موادغذایی و ایجاد سیاست‌های حمایتی، نه‌تنها عدالت اقتصادی را تقویت می‌کند، بلکه زمینه توسعه پایدار و کاهش نابرابری‌ها را فراهم می‌آورد. در جمع‌بندی، روشن است که دستمزد کارگران باید متناسب با تورم واقعی و نیازهای زندگی تنظیم شود و قدرت خرید به‌عنوان معیار اصلی ارزیابی معیشت موردتوجه قرار گیرد. توجه ویژه به تورم موادغذایی، اصلاح ساختار مزدی، حمایت‌های اجتماعی و تقویت مشارکت کارگران در تصمیم‌گیری‌ها، کلید حل بحران معیشت در شرایط فعلی است. بدون این‌اقدامات، فاصله میان درآمد و هزینه‌های واقعی، همواره فشار معیشتی و نارضایتی اجتماعی را تشدید خواهد کرد و توسعه اقتصادی را با چالش مواجه خواهد ساخت.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
هفته نامه سرافرازان
ویژه نامه
بالای صفحه