سخن مدیرمسئول
چرا بانکها ورشکسته میشوند؟
بهیقین میتوان گفت که درطول تاریخ ایجاد بانکها در کشورهای جهان، کشور ما باتوجهبه مساحت کشور و شمار نفوس ایرانیان، اینهمه بانک و صندوقهای قرضالحسنه و صندوقهای اعتباری و نظایر آن، مقام اول را بهخود اختصاص داده است؛ میتوان سؤال کرد که آیا اینهمه تشکیلات بانکی و شبه بانکی ضروری بوده است؟ و باز سؤال کنیم که اقتصاد و رونق آن در کشور ما نیاز به اینهمه بانک دارد؟ بهیقین وقتی دو کشور سرمایهدار جهان همچون آمریکا و چین دربرابر جمعیت ایران و به نسبت آن در مقام مقایسه تعداد بانک و مؤسسات اعتباری کمتری از ایران دارند، آنوقت میتوان پرسید که بهچهعلت بانک مرکزی ایران به اینهمه بانک و مؤسسه خصوصی مجوز کار داده است؟ و این مجهولات است که در ذهن من نویسنده و سایر پرسشگران حرفهای یا غیرحرفهای و بخصوص اقتصادیون دهها سؤال جورواجور توأم با نیش و کنایه متبادر میکند که عدهای ازاینگونه مؤسسات مالی، ازمابهتران هستند که اگر بعدازمدتی ورشکسته شدند، جور ورشکستهشدن آنها را باید بانک مرکزی بکشد؛ کمااینکه دهسالپیش وقتی سپردهگذاران این قبیل مؤسسات مالی با ورشکستگی آنان روبهرو شدند، روزها و ساعات متوالی در سرما و گرما به تحصن در مقابل مؤسسه مذکور نشستند، برخاستند و شعار دادند و عاملان آنرا از فرط ناراحتی لعن و نفرین کردند؛ یا اینکه چندماهپیش کشور ما شاهد بود یک بانک خصوصی با نام «آینده» که با سروصدا و بوق کرنا و تبلیغات گسترده اعلام موجودیت کرد، هزارانهزارنفر عضو این بانک شدند و پولهایی را در این بانک سپرده کردند تا در قبال آن، همهماهه سود آنرا دریافت کنند و گوشهای از زندگی خود را سروسامان دهند که از دستبرقضا، با همین پولهایی که عدهای در آن به پسانداز گذاشته بودند تا بهزعم خود درمقایسهبا بانکهای دولتی سود بیشتری عایدشان شود که البته زهی خیال باطل! همین پولها را عدهای ازمابهتران وام گرفتند و دین خود را به این بانک ادا نکردند تا ورشکسته شود و بهاصطلاح در بانک ملی ادغام شود که خود ضربهای مهلک بود که به بانک ملی وارد شد؛ تا ببینیم چهزمانی بانک ملی نیز خود دچار شکست شود! و این قصهای بود و قصهایست ادامهدار که هرازچندگاهی، اسم بانکی بر سر زبانها بیفتد و به مردم بشارت ورشکستگی را دهند که بازهم این سریال ادامه پیدا کند تا بازهم بانک مرکزی به تکاپو بیفتد تا بهنوعی سروته قضیه را به هم بیاورد تا مثلاً شاعر بگوید به مردم که ایهاالناس چه نشستهاید؟
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی ره؟ ز که پرسی چه کنم، چون باشی
نقطه عیش نمودم به تو، هان سهو مکن
ورنه چون بنگری از دایره بیرون باشی
که بازهم مردم ما به طمع چندتومانی سود ماهانه، دارایی خود را بهدست بانکهایی اینچنینی که میتوان گفت نااهل هستند، بسپارند که بهیکباره آش را با جاش ببرند و این سریال همچنان ادامه داشته باشد و ما هم بیخیال و دلخوش به آینده بهتر ازنظر مالی! باید در آخر آرزو کنیم که خداوند به چنین بانکهای خصوصی توفیق بدهد که برای ایجاد تعادل و موازنه حداقل چند کارشناس زبده اقتصادی را در کنار خود داشته باشند که بهیقین نتایج ارزنده آن منتج به عدم ورشکستگی شود. آمین.