• شماره 3557 -
  • 1404 دوشنبه 6 بهمن

سخن مدیرمسئول

دارا و ندار؛ و یک فاصله طولانی!

در عصر و زمانه‌ای زندگی می کنیم که هر‌کس به خودش می‌اندیشد و کاری به دیگران ندارد و چون این‌رویه اپیدمی شده است، هستند انسان‌هایی که از درد پرخوری به بیماری دچار شده‌اند و در مقابل هستند بینوایانی که توانایی خرید یک وعده غذایی یا حتی قوت لایموت را هم ندارند که این دو گروه، همیشه در عذاب‌اند؛ یعنی آنکه خیلی متمول است و دیگری که به نان شب محتاج است؛ در هر دو مورد باید در هر جامعه‌ای که این‌چنین باشد، مسئولین و بزرگان آن جامعه، به مردم باید حساب پس بدهند. این مقدمات را نوشتم تا به اصل مقاله برسم؛ چند‌ماه پیش مسئولی دررابطه‌با املاک و دارایی‌ها، سخن تلخی را بر زبان آورده که دونفر در کشور ما، در کشور اسلامی، به‌خود اجازه داده‌اند که یک‌نفر صاحب ‌هزار ملک باشد و دیگری صاحب 500 ملک؛ یعنی اختلاف فاحشی که بین دارا و ندار وجود دارد. فردی هزار ملک با سند مالکیت دارد و شخص دیگری تنها ملکی را که دارد، زمین خدا‌ست که نه آب دارد و نه برق؛ نه عوارض می‌دهد و نه مالیات و سرپناهش آسمان است؛ یعنی اینکه شاعر بلندآوازه ایران حضرت سعدی بیت «بنی‌آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند» را برای مردم عزیز ایران نسروده است! پس می‌پرسم که ما را چه می‌شود؟ به کجا می‌رویم؟ آیا این‌قدر ممکن است از آدمیت جدا شویم که بدانیم، صدها و هزاران‌نفر، یک‌متر زمین ندارند تا در آن زندگی کنند؟ در مقابل فردی در کشور ما باشد که به‌تنهایی 1000‌هزار سند مالکیت داشته باشد و عذاب وجدان آزارش ندهد. وقتی هزاران بی‌خانمان که پاره‌ای‌اوقات برای رفع گرسنگی تا کمر، سر به‌ درون جعبه و صندوق‌های آشغال فرومی‌برند، گیرم که افرادی فراوان وجود داشته باشند که دارای درآمد سرشار باشند و از قبل کارهای غیر‌خلاف هم صاحب میلیاردها‌میلیاردتومان شده باشند و به‌اصطلاح از راه حلال، ثروت‌اندوزی کرده باشند؛ تکلیف و وظیفه آن‌ها در قبال جامعه چیست؟ وقتی ما در کشور، مدارسی داریم که ازنظر ایمنی، مخاطره‌آمیز هستند و صدها دانش‌آموز و نوجوان کم‌سال در آن به تحصیل اشتغال دارند و هر‌آن ممکن است که سلامتی آنان درمعرض خطر باشد، آیا سزاوار است در یک کشور اسلامی یک‌نفر به‌تنهایی صاحب هزار ملک باشد؟ اگر از عدم انجام‌وظیفه و کمک به همنوعان، چنین فردی حتی اشتیاق به مدرسه‌سازی یا خیرین مدرسه‌ساز نداشته باشد، آیا به‌راستی می‌توان چنین افرادی را به‌عنوان همنوع یا هم‌وطن لقب داد؟ و اصولاً وظیفه دولت و دستگاه‌های اجرایی و امور مالیاتی در برابر افراد متمولی چون ایشان چه باید باشد؟ و آیا قسط در اسلام سفارش نشده است؟ اگر در کشورهای سرمایه‌داری چون آمریکا، چنین مواردی دیده شود، جای هیچ سؤالی نیست؛ چون در نظام‌های سرمایه‌داری که نه دولت و نه مردم، نظارتی بر روی سرمایه‌های افراد نمی‌کنند، بسیار عادی‌ست؛ اما برای جامعه اسلامی ما، نه‌تنها زیبنده نیست؛ بلکه ناسزاوار و غیرعادی‌ست و چه خوب است که از افراد 500 و هزار ملکی، نود درصد آن‌را دولت ما، به مدارس اختصاص دهد یا لااقل، لایحه «از کجا آورده‌ای؟» را به‌صورت کامل اجرا کنند تا سره از ناسره کاملاً جدا شود.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
هفته نامه سرافرازان
ویژه نامه
بالای صفحه