سند «راهبرد دفاع ملی» آمریکا چه میگوید؟
تأکید سند جدید دفاعی آمریکا بر کاهش تعهدات امنیتی نسبت به متحدان دیرینه از اروپا تا شرق آسیا میتواند پیامدهای مخربی برای نظم مبتنیبر اتحادهایی داشته باشد که خود آمریکا پس از جنگ جهانی دوم بنا نهاد. بهگزارش ایرنا؛ وزارت دفاع آمریکا که نامش در دولت «دونالد ترامپ» به وزارت جنگ تغییر کرده، روز ۲۳ ژانویه (سوم بهمنماه) از سند موسوم به استراتژی دفاع ملی برای سال ۲۰۲۶ رونمایی کرد. این سند که بازتابدهنده دیدگاه دولت ترامپ است تغییرات چشمگیری در اولویتهای امنیتی و دفاعی واشنگتن نشان میدهد. رویکرد اصلی این استراتژی که با شعار «صلح ازطریق قدرت» معرفی شده، بر محوریت منافع ملی آمریکا و بازسازی برتری نظامی اینکشور در عرصه جهانی استوار است. دراینچارچوب جدید، دفاع از خاک آمریکا و نیمکره غربی در صدر اولویتها قرار گرفته و نقش متحدان سنتی واشنگتن بهگونهای بنیادین بازتعریف شده است.
سند استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ بهوضوح اعلام میکند اولویت نخست پنتاگون دفاع از خاک ایالاتمتحده و حوزه نفوذ مستقیمش در قاره آمریکا است. درایننگاه امنیت مرزهای ملی آمریکا معادل امنیت ملی اینکشور تعریف شده است. تهدیداتی مانند مهاجرت غیرقانونی، قاچاق موادمخدر و فعالیت گروههای مسلح در آمریکایلاتین نهتنها بهعنوان چالشهای اجتماعی بلکه بهمثابه تهدیداتی مستقیم علیه امنیت ملی آمریکا قلمداد میشوند. سند بااشارهبه عملیاتهای گذشته نظامی علیه گروههای موسوم به «نارکو-تروریست» تأکید دارد که واشنگتن از همه ابزارهای خود ازجمله قدرت نظامی برای خنثیکردن این تهدیدات در نزدیکی مرزهایش استفاده خواهد کرد. این استراتژی با احیای مفهومی از دکترین مونرو عملاً اعلام میکند که آمریکا قصد دارد سلطه نظامی و راهبردی خود بر نیمکره غربی را بازسازی و تثبیت کند. کنترل دسترسی به مناطق کلیدی مانند کانال پاناما، خلیج مکزیک و گرینلند بهعنوان بخشی از منافع حیاتی آمریکا شناسایی شده است. سند تصریح میکند که درصورتلزوم، واشنگتن برای حفظ این منافع حق اقدام یکجانبه را برای خود محفوظ میدارد. این نشان از خواست آمریکا برای تمرکز بر منطقه خود و کاهش درگیری در مناطق دوردست دارد. اگرچه سند جدید تهدیدات سنتی مانند روسیه را تاحدی کماهمیتتر از اسناد قبلی نمایش میدهد اما به نقش چین بهعنوان یک رقیب راهبردی پرداخته است. دراینپیوند، تنش قابلتوجهی در نحوه برخورد با پکن مشاهده میشود. ازیکطرف، سند بر لزوم جلوگیری از سلطه چین بر منطقه هند و اقیانوس آرام و تضمین منافع آمریکا و متحدانش تأکید میکند. ازسویدیگر بر برقراری روابط محترمانه با چین و پرهیز از هرگونه درگیری وجودی یا تلاش برای تغییرات بنیادی دراینکشور تصریح دارد. نکته جالبتوجه، حذف هرگونه اشاره مستقیم به تایوان دراینسند است. این درحالی است که دفاع از تایوان همواره از محورهای اختلاف اصلی میان واشنگتن و پکن بوده است. بهنظر میرسد استراتژی جدید تلاش دارد با تمرکز بر بازدارندگی نظامی ازطریق تقویت متحدان و حضور خود در منطقه و همزمان گشودن درهای دیپلماسی مانع از بهقدرترسیدن یک هژمون منطقهای شود که بتواند دسترسی آمریکا به بازارها و مسیرهای حیاتی را محدود کند. اینرویکرد ترکیبی از قدرت سخت و نرم نشان میدهد که آمریکا بهدنبال مدیریت رقابت با چین است نه جنگ تمامعیار. سند استراتژی دفاع ملی، ایران را یک چالش استراتژیک پایدار برای منافع آمریکا و متحدانش میداند. نگرانی اصلی واشنگتن بر سه محور برنامه هستهای، توان موشکی و حمایت تهران از گروههای مقاومت در منطقه متمرکز است. سند بااشارهبه عملیاتهای نظامی گذشته علیه تأسیسات ایران تأکید دارد که اجازه دستیابی ایران به سلاح هستهای داده نخواهد شد. همچنین سند پیشبینی میکند که ایران و متحدان منطقهایاش با وجود تضعیفهای گذشته تلاش خواهند کرد توانمندیهای تهاجمی خود را بازسازی کنند. راهبرد آمریکا در قبال ایران ترکیبی از بازدارندگی مستقیم و توانمندسازی متحدان منطقهای تعریف شده است. سند صراحت دارد که واشنگتن قصد ندارد بار اصلی مقابله با ایران را بهتنهایی بر دوش بکشد بلکه میخواهد با تجهیز و آموزش متحدانی مانند اسرائیل و کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس آنان را قادر سازد تا مسئولیت اولیه بازدارندگی در برابر تهران را برعهده بگیرند. آمریکا خود را پشت خط این متحدان نگه میدارد و حمایت حیاتی اما محدودی ارائه خواهد داد. اینرویکرد نشان از تمایل واشنگتن برای کاهش هزینه و درگیری مستقیم در منطقه خاورمیانه دارد. شاید جنجالیترین بخش استراتژی دفاع ملی جدید بازتعریف رابطه آمریکا با متحدان سنتیاش در سراسر جهان باشد. سند بهصراحت متحدان اروپایی و آسیایی آمریکا را موردانتقاد قرار داده که برای دههها باتکیهبر حمایت نظامی واشنگتن از هزینهکردن برای امنیت خود غافل ماندهاند. این سند فلسفه «اول آمریکا» را درعمل بهنمایش میگذارد و اعلام میکند که دوران حضور گسترده نظامی آمریکا در نقاط مختلف جهان بهپایان رسیده است. برایناساس، انتظار میرود متحدان سهم عادلانهتری از بار مالی و عملیاتی دفاعازخود را برعهده بگیرند. برایمثال در اروپا ناتو باید پیشرو در دفاع از اوکراین در برابر روسیه باشد و آمریکا تنها حمایت محدودی ارائه خواهد کرد. در شبهجزیره کره نیز سند تصریح دارد که کرهجنوبی اکنون توانایی لازم برای مسئولیتپذیری اصلی در بازدارندگی در برابر کرهشمالی را دارد و نقش آمریکا به پشتیبانی حیاتی اما محدود تقلیل خواهد یافت. این تغییر اجازه میدهد تا نیروهای آمریکایی بر تهدیدات بزرگتری مانند چین متمرکز شوند. این تحول در استراتژی میتواند تنشهایی را در روابط واشنگتن با متحدان دیرینهاش ایجاد کند. بسیاری از اینکشورها سالها است به حضور امنیتی آمریکا عادت کردهاند و افزایش ناگهانی هزینههای دفاعی برای آنان چالشبرانگیز خواهد بود. بااینحال بهنظر میرسد دولت آمریکا مصمم است بدوندرنظرگرفتن این انتقادات سیاست جدید را پیش ببرد. سند استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ درمقایسهبا نسخه دوره «جو بایدن»، تغییرات محتوایی چشمگیری دارد. بارزترین تفاوت حذف کامل هرگونه اشاره به تغییرات اقلیمی بهعنوان یک تهدید امنیتی است. این درحالی است که سند قبلی بخش مجزایی را به تأثیرات امنیتی پدیدههایی مانند گرمایش جهانی اختصاص داده بود. همچنین تهدیدات نوظهور مانند جنگ سایبری و حملات پهپادی با جزییات بیشتری در سند جدید موردتوجه قرار گرفته و بر لزوم توسعه سامانههای دفاعی پیشرفته برای مقابله با آنها تأکید شده است. تغییر در لحن و محتوای سند بهوضوح نشاندهنده تغییر جهت راهبردی در پنتاگون و اولویتبندی جدید مبتنیبر منافع ملی تعریفشدهای است که کمتر بر همکاریهای بینالمللی تکیه دارد. استراتژی دفاع ملی آمریکا برای سال ۲۰۲۶ آغازگر فصل جدیدی در سیاست خارجی و دفاعی اینکشور است. تمرکز بر امنیت مرزهای داخلی و نیمکره غربی، کاهش تدریجی تعهدات امنیتی در قبال متحدان و تأکید بر مسئولیتپذیری بیشتر آنان و مدیریت رقابت با چین بدون واردشدن در جنگ، نشانههای واضحی از تمایل واشنگتن بهنوعی انزواطلبی نسبی و تمرکز بر قاره خود است. تحلیل سند استراتژی دفاع ملی آمریکا برای سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که این استراتژی نمایانگر تغییر آشکار در جهتگیری امنیتی و دفاعی واشنگتن است، اما با چالشها و تناقضهایی همراه است. اولین نکته قابلتوجه، تمرکز شدید بر امنیت داخلی و نیمکره غربی است که بهوضوح بازتاب شعار «صلح ازطریق قدرت» است. اینرویکرد، بهجای مدیریت گسترده بحرانها در سراسر جهان، اولویت را بر مرزهای ملی و حوزه نفوذ مستقیم آمریکا قرار داده و نشان میدهد که دولت ترامپ قصد دارد از هزینههای نظامی خارجی بکاهد و تمرکز خود را بر تهدیدهای نزدیک به خاک آمریکا قرار دهد. این نگاه ازمنظر اقتصادی و عملیاتی میتواند منطقی باشد، اما درعینحال محدودیتهایی را ایجاد میکند. محدودشدن تعهدات آمریکا به متحدان میتواند باعث کاهش اعتماد استراتژیک آنها شود و احتمالاً آنها را مجبور به اتخاذ سیاستهای مستقل و گاهی متضاد با منافع واشنگتن کند. بازتعریف نقش متحدان و تأکید بر مسئولیتپذیری بیشتر آنان، هم فرصت و هم چالش ایجاد میکند. این سیاست به آمریکا امکان میدهد نیروهای خود را روی تهدیدات بزرگتر متمرکز کند، اما فشار بر متحدان میتواند روابط راهبردی سنتی را تضعیف کند و همگرایی جهانی علیه رقبا را کاهش دهد. حذف کامل اشاره به تغییرات اقلیمی نیز نشاندهنده اولویتبندی کوتاهمدت و امنیتی است که ممکن است آمریکا را از تهدیدات غیرسنتی و بلندمدت غافل کند. درمجموع، سند ۲۰۲۶ بازتابدهنده یک رویکرد رئالیستی و منافعمحور است که تمرکز آن بر بازسازی برتری نظامی، کاهش تعهدات خارجی و بازدارندگی فعال است. بااینحال، اینرویکرد با محدودیتها و ریسکهایی همراه است که شامل تضعیف اعتماد متحدان، تهدید به بازدارندگی محدود دررقابتبا چین و عدمتوجه به تهدیدات بلندمدت غیرسنتی است. تأکید سند بر کاهش تعهدات امنیتی نسبت به متحدان دیرینه از اروپا تا شرق آسیا، نیز میتواند پیامدهای مخربی برای نظم مبتنیبر اتحادهایی داشته باشد که خود آمریکا پس از جنگ جهانی دوم بنا نهاد. درخواست از متحدان برای افزایش چشمگیر هزینههای دفاعی، بدون ارائه چشمانداز روشنی از تعهد بلندمدت واشنگتن، نهتنها میتواند باعث تردید و اختلاف در درون اتحادهایی مانند ناتو شود، بلکه ممکن است برخی بازیگران منطقهای را بهسمت یافتن راهحلهای امنیتی مستقل یا حتی چانهزنی با رقبای آمریکا سوق دهد. این اتفاق میتواند بهتدریج شبکه اتحادهای جهانی آمریکا را تضعیف کند.