• شماره 3558 -
  • 1404 سه‌شنبه 7 بهمن

تصویر «آزادی» در آینه اعتراضات آمریکا

تشدید سرکوب مهاجران با نادیده‌گرفتن تمامی قوانین، نشانه عبور واشنگتن از چارچوب‌های لیبرال و فروپاشی قرارداد اجتماعی است. برخورد خشن با معترضان، نه‌تنها بیانگر شکاف عمیق میان دولت و جامعه آمریکاست، بلکه ثابت می‌کند تمام ادعاهای این‌کشور درباب حقوق‌بشر و دموکراسی، تنها شعارهایی توخالی برای تحمیل بر دیگر ملت‌هاست. به‌گزارش قبس زعفرانی (فارس)؛ ایالات‌متحده که دهه‌ها خود را منادی حقوق‌بشر، صادرکننده دموکراسی و مدافع آزادی معرفی کرده است، امروز در برابر چشمان جهان به همان‌چیزی تبدیل می‌شود که سال‌ها بر سر ملت‌های دیگر آورده بود: یک دولت امنیتیِ سرکوبگر. موج اعتراضات گسترده در دست‌کم ۱۵ شهر آمریکا علیه اداره مهاجرت و گمرک (ICE) و شخص دونالد ترامپ، نه یک ناآرامی مقطعی، بلکه نشانه فروپاشی نقاب «دموکراسی آمریکایی» است. جرقه این اعتراضات با کشته‌شدن یک زن آمریکایی به‌ضرب گلوله مأموران پلیس مهاجرت زده شد؛ حادثه‌ای که باردیگر ثابت کرد خشونت نهادینه‌شده در ساختار قدرت آمریکا، مرز میان «دشمن خارجی» و «شهروند داخلی» را از میان برداشته است. همان دست‌هایی که در بغداد، کابل و غزه ماشه را می‌چکاندند، اکنون در خیابان‌های مینیاپولیس و نیویورک شلیک می‌کنند. اداره مهاجرت و گمرک آمریکا که درظاهر نهادی اجرایی برای کنترل مهاجرت است، درعمل به نیروی شبه‌نظامی دولت ترامپ بدل شده است. مأموران مسلح، اغلب نقاب‌دار و بدون نشان و هویت، با خودروهای غیرنظامی در محله‌های فقیر، کارگری و اقلیت‌نشین پرسه می‌زنند؛ مردم را متوقف می‌کنند، درب خانه‌ها را می‌شکنند و با تهدید اسلحه از ساکنین آن بازجویی می‌کنند و اولین سؤال این است: «آمریکایی هستی یا نه؟» این صحنه‌ها برای ملت‌هایی که قربانی اشغال و مداخله آمریکا بوده‌اند، کاملاً آشناست. همان منطق «امنیت» که بهانه بمباران عروسی‌ها در افغانستان بود، امروز توجیه شلیک به یک زن در خود آمریکاست. تفاوت فقط در جغرافیاست. یکی از خطرناک‌ترین تحولات سال‌های اخیر، هم‌پوشانی آشکار میان نهادهای رسمی امنیتی آمریکا و گروه‌های راست افراطی است. هم‌زمان با گسترش عملیات خشونت‌آمیز پلیس مهاجرت، گروه‌هایی مانند «براود بویز» و «اوث کیپرز» که در یورش به کنگره آمریکا نقش محوری داشتند، به‌طور معناداری از صحنه علنی ناپدید شدند. منتقدان می‌گویند این ناپدیدشدن، نه پایان افراط‌گرایی، بلکه ادغام آن در ساختار دولت است. عفو گسترده ترامپ از محکومان حوادث ششم ژانویه ۲۰۲۱، پیام روشنی داشت: خشونت سیاسی اگر در خدمت قدرت باشد، نه‌تنها مجازات نمی‌شود، بلکه پاداش هم دارد. جذب نیرو با استانداردهای پایین‌تر، پاداش‌های مالی سنگین و تقدیس گفتمان «دفاع از وطن»، درعمل درهای نهادهای امنیتی را به‌روی عناصر افراطی گشود. رسانه‌های جریان اصلی آمریکا تلاش می‌کنند این اعتراضات را «اغتشاش» یا «بی‌قانونی» جلوه دهند، اما واقعیت خیابان‌ها چیز دیگری است. معترضان، ترکیبی از کارگران، مهاجران، سیاه‌پوستان، لاتین‌تبارها، کهنه‌سربازان و فعالان حقوق مدنی هستند؛ کسانی‌که سال‌ها طعم سیاست‌های نژادپرستانه و طبقاتی را چشیده‌اند. آن‌ها می‌گویند این اعتراض، دفاع از زندگی است. دفاع از این اصل ساده که هیچ دولتی حق ندارد شهروندانش را بدون پاسخگویی بکشد. سرکوب خشن این تجمعات (از گاز اشک‌آور و نارنجک صوتی تا بازداشت‌های گسترده) تنها به گسترش خشم عمومی انجامیده است. تصاویر بیرون رانده‌شدن مأموران ICE از رستوران‌ها و تحریم اجتماعی آن‌ها، نشانه شکاف عمیق میان مردم و ماشین سرکوب است. آمریکا سال‌ها با پرچم حقوق‌بشر به کشورهای مستقل فشار آورد، تحریم اعمال کرد و حتی جنگ به‌راه انداخت؛ اما امروز همان کشوری که دیگران را به «حاکمیت قانون» دعوت می‌کرد، نمایندگان کنگره خود را از نظارت بر مراکز بازداشت محروم می‌کند، کهنه‌سربازانش را بازداشت و تبعید می‌کند و اعتراض مسالمت‌آمیز را با گلوله پاسخ می‌دهد. برای ملت‌هایی که قربانی تحریم، اشغال و کودتاهای آمریکایی بوده‌اند، این‌لحظه تاریخی است؛ لحظه‌ای که امپراتوری، خشونتی را که به خارج صادر می‌کرد، ناگزیر به داخل بازگردانده است. آمریکا دیگر نمی‌تواند وانمود کند آنچه در جهان می‌کند، استثناست؛ خیابان‌های خودش گواهی می‌دهند که این خشونت، ذات ساختار قدرت آن است. معترضان آمریکایی بارها سیاست‌های دولت خود را با آنچه علیه فلسطینیان اعمال می‌شود مقایسه کرده‌اند: نظامی‌سازی پلیس، مصونیت عاملان قتل و برچسب‌زنی به قربانیان به‌عنوان «تهدید امنیتی». این مقایسه، برای افکارعمومی جهانی تصادفی نیست. آمریکا همان ابزارهایی را که درحمایت‌از اشغال و سرکوب در خارج به‌کار گرفته، اکنون برای مهار نارضایتی داخلی استفاده می‌کند. آنچه امروز در آمریکا جریان دارد، نه یک بحران زودگذر، بلکه نشانه ورود این‌کشور به مرحله‌ای تازه از اقتدارگرایی عریان است. دولتی که دیگر حتی تظاهر به لیبرالیسم نمی‌کند و آشکارا بر زور، نژادپرستی و سرکوب تکیه دارد. صدای معترضان آمریکایی امروز، پژواک همان فریادی است که سال‌ها از بغداد، غزه، هانوی و سانتیاگو شنیده می‌شد. آمریکا اکنون با همان پرسشی روبه‌روست که سال‌ها دیگران را با آن قضاوت می‌کرد: آیا می‌توان با سرکوب، آزادی ساخت؟

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
هفته نامه سرافرازان
ویژه نامه
بالای صفحه