• شماره 3563 -
  • 1404 دوشنبه 13 بهمن

سخن مدیرمسئول

عدم موازنه خرج و دخل

عدم توازن یا کسری موازنه، واقعیتی‌ست که امروز جهان هستی و همه موجودات آن به‌نوعی مبتلا به آن شده‌اند؛ زیرا از‌یک‌سو رشد جمعیت جهان از دومیلیارد در 30‌سال‌پیش به هشت‌ تا نه‌‌میلیارد در این‌روزها، زندگی همه را متأثر از این ازدیاد جمعیت، کند‌شدن میزان رشد و به‌تبع‌آن حذف بسیاری از مشاغل دنیا کرده و با مشکلی به‌نام قحطی و گرسنگی مواجه کرده است؛ حال‌آنکه وسعت کره زمین افزایش نداشته که هیچ برعکس، بسیاری از زمین‌های سبز و طبیعی قابل‌کشت از دور تولید خارج شده و در مقابل آن جمعیت صرفاً مصرف‌کننده، چند‌برابری شده است؛ همچنین از جهت دیگر خشک‌سالی‌های رو‌به‌تزاید در سطح آسیا، اروپا و آفریقا باعث تعطیلی بسیاری از مشاغل شده است که متأثر از آن افزایش ده‌ها برابری بیکاری که صرفاً مصرف‌کننده هستند، آینده دنیا را در‌برابر گرسنگی، هرج‌و‌مرج و در‌نهایت جنگ بین ملت‌ها قرار می‌دهد. در‌این‌میان دنیای سرمایه‌داری با استثمار توده‌ها آن‌ها را با یک زندگی بخور‌و‌نمیر مواجه کرده که گریز از آن در این قرن اخیر غیر‌ممکن و محال شده است. اگر به 10 کشور کاملاً سرمایه‌دار جهان توجهی عمیق داشته باشیم، در‌می‌یابیم که این ده کشور، خود در لباس استثمار سایر کشورها حتی با وجود بهره‌کشی از افراد جهان، باز‌هم باوجود آز و طمع سیر‌ناشدنی آنان، هر‌ساعت بر میزان استثمار افزوده می‌شود. کافی‌ست که به دو کشور ثروتمند جهان که از دست‌بر‌قضا ابرقدرت اول و دوم جهان هستند، بنگریم که در لباس دوستی و کمک به جهان‌سومی‌ها، هر‌روز که می‌گذرد، بر نفوذ آنان در بعضی از کشورها افزوده می‌شود. برای مثال؛ وقتی ملت‌های آفریقا دچار قحطی و گرسنگی مزمن شده‌اند، چین در لباس کمک و سرمایه‌گذاری در این قاره بزرگ و پرنفوس جهان همانند چتری در ظاهر برای مصون ماندن از باران و در باطن برای در اختیار گرفتن این‌کشورها،‌ سرمایه‌های زیادی را در آن نقاط، به‌نام تولید وارد می‌کنند و به‌مرور حاکم و آمر این‌کشورها می‌شود که به لطف کمک چین وضع در ظاهر خوبی پیدا کرده‌اند؛ اما همین کشورها، باید به‌عنوان کارگر چین، همیشه بردگی کنند که در‌نهایت یک زندگی غیر‌متوازن و با کسری هزینه را داشته باشند و اما ابرقدرت اقتصادی دوم یعنی آمریکا که از صدهاسال‌پیش کارش استثمار توده‌ها بوده و بسیاری از کشورها را به‌عنوان وابسته و در‌نهایت اجیر شده، در ظاهر کمک می‌کند؛ اما در باطن تلاش می‌کند که به‌نام هم‌پیمان و محافظ کشورها، منابع حیاتی این‌کشورها را در دست بگیرد و آن‌قدر آن‌ها را وابسته کند که دیگر مجالی برای اظهار وجود پیدا نکنند‌ و همیشه و همه عمر، به‌عنوان جیره‌خوار آمریکا زندگی کند و در عوض آمریکا، سه‌چهارم درآمد آنان را به‌نام دفاع سلاح نظامی بدهد که این استثمار از بهره‌کشی هم نگران‌کننده‌تر است، اگر در‌نظر بگیریم که این ملت‌ها به‌خود بیایند و بپا خیزند، در فکر اخراج و پار‌گی ارتباط با این استثمارگر بیفتند، به‌نام دفاع و با اسلحه تحریم، این کشورها را سر جای خود می‌نشانند و آن‌چنان عرصه را بر آنان تنگ می‌کنند که درون کشورها، خرج‌و‌دخل غیر‌متوازن شود و درنتیجه افراد آن‌کشور در‌معرض گرسنگی قرار بگیرند یعنی دخل‌و‌خرج آنان دچار عدم توازن شود.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
هفته نامه سرافرازان
ویژه نامه
بالای صفحه