• شماره 3556 -
  • 1404 يکشنبه 5 بهمن

سخن مدیرمسئول

کنفرانس داوس؛ مجمع جهانی اقتصاد

کنفرانس و بازهم کنفرانس؛ و بازهم نشستن و برخاستن و دست‌آخر هیچ و هیچ! به‌یقین شاید در قرن بیست‌و‌یکم، رهبران پاره‌ای از کشورها برای صرف یک نهار دسته‌جمعی، مدت‌ها می‌نشینند. سمینار بر پا می‌کنند. بوق‌های تبلیغاتی به راه می‌اندازند که برای تقویت جهان در این‌هفته آینده کنفرانس برپا می‌کنیم؛ اما در‌نهایت عده‌ای از سران جهان، گرد هم می‌آیند و لیوان‌های خود را به هم می‌مالند تا اوضاع جهانی را روبه‌راه کنند. تا جهانیان بازهم ببینند که نشستند و گفتند و برخاستند و نتیجه صفر! تازه در سازمان ملل متحد که جلسات مرتباً تشکیل می‌‌شود و هر رهبری تریبون به‌دست می‌گیرد و سخنوری می‌کند، چه حاصلی عاید می‌شود؟ هیچ و باز‌هم هیچ! و اما این آخرین کنفرانس به‌نام «داوس» قرار بوده است که چشم‌انداز تازه‌ای برای جهان و بخصوص کشورهای عقب‌افتاده و در‌حال‌توسعه بگشاید. کنفرانس تشکیل شد و یکی از سخنرانان آن رئیس‌جمهوری ابرقدرت آمریکا بود که به‌عنوان کدخدای دهکده جهانی به‌خود حق داده است که به‌هر‌شکل ‌که می‌خواهد و اراده می‌کند، فرمان و کنترل مصلحت کشورها را برعهده بگیرد و همیشه پیش‌قراول بقیه کشورهای جهان باشد و آن‌قدر به جهانیان فخر بفروشد که پنداری سند شش‌دانگ کره زمین به‌نام آمریکا و رؤسای‌جمهوری آمریکا صادر شده است که به‌قول شاعر بزرگ ما «رخ برافروخته می‌آمد و در غوغا بود/ قصد دل‌سوخته‌ای داشت چنین پیدا بود» و این رخ سرخ‌فام برافروخته را ما جهانیان به این ابر‌کشور داده‌ایم و درنتیجه به‌هر‌میزان که خواست و اراده کرد، هرچه خواست با جهانیان کرد؛ همچنان‌که در «داوس» ترامپ، بیش از دوساعت سخنرانی کرد که حتی یک‌دقیقه آن به اوضاع اقتصاد خراب جهانی اختصاص نیافت و هیچ راهکاری ارائه نشد. هر‌چه بود و هر‌چه گفت، دفاع از اشغال گریلند بود که هم‌اکنون آن‌را در اشغال دارد؛ اما ظاهراً رئیس‌جمهوری می‌خواهد که اروپا به نامش سند رسمی صادر کند و به‌گفته‌او، این‌منطقه یک‌تکه بزرگ کوه یخی‌ست که باید به‌طور کامل به او اختصاص یابد. نوع گفتن و طرز خواستن ترامپ، نه با التماس و خواهش بلکه با قلدری تمام و خط‌ونشان کشیدن برای اروپائیان است که اگر آن‌را به نامم نکنید، آن‌را به‌زور می‌گیرم! به‌یقین دل هر آزاده‌ای از این‌ادعا و نوع خواستن آن به درد می‌آید که ای اروپائیان اگر آن‌را به من ندهید، من‌هم دست از پشتیبانی اکرائین برمی‌دارم. این نوع سخن گفتن و خط‌و‌نشان کشیدن برای 32 کشور اروپائی، تحقیر و سرکوفت به رهبران اروپائیان است که پس از پایان سخنان تهدید‌آمیز او، تمام‌قد به احترامش قیام کردند. یکی از ضرب‌المثل رایج میان مردم ما، دراین‌خصوص کاربرد دارد؛ آنجایی که می‌گوید: «خلایق هر‌چه لایق»، یعنی اروپا در‌برابر آمریکا و بخصوص تهدید اکرائین و تعدادی از کشورهای اروپایی توسط روسیه عاملی‌ست که اگر اروپائیان گریلند را به‌نام آمریکا سند نزدند، من‌ هم در‌برابر تهدیدهای روسیه علیه اکرائین بی‌تفاوت می‌شوم؛ یعنی این‌قدر این تکه یخی به‌شدت منجمد که درجه برودت آن، پار‌ه‌ا‌ی‌اوقات به 50‌درجه زیر‌صفر می‌رسد، برای او مهم است که حاضر است در‌این‌مورد با اروپا معامله کند؛ بدین‌نحو که «گریلند» به‌جای «اوکرائین»!

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
هفته نامه سرافرازان
ویژه نامه
بالای صفحه