خودتان را معرفی کنید و بگویید ایده اولیه نمایش «هُپ» از کجا شکل گرفت و چه دغدغهای پشت آن بود؟
فارغالتحصیل رشته کارگردانی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران هستم. ایده «هُپ» درواقع از پایاننامهام شکل گرفت و ریشه آن، به جملهای برمیگردد که برای من بسیارعجیب و تأملبرانگیز بود:«آخرینمرحله قبل از فروپاشی، دلقکشدن است!» اگر به جوامعی نگاه کنیم که در آنها استبداد، بحرانهای اجتماعی و سیاسی شدت دارد، متوجه میشویم شوخی و طنز بههماننسبت افزایش پیدا میکند و مردم بامزهتر میشوند. حتی اگر به تاریخ معاصر خودمان نگاه کنیم؛ بهویژه در سالهای اخیر، میبینیم که در حساسترین و سختترین دورهها، شوخطبعترین واکنشها شکل گرفته. فضای اینترنت فارسی؛ بهویژه در دورههای بحرانی مثل زمان جنگ، پر از طنز و شوخی میشود. بهنظرم این یک واکنش دفاعیست؛ تلاشی برای زندهماندن. انگار انسانها برای دوامآوردن، بهسمت دلقکشدن و رهایی حرکت میکنند. «میخائیل باختین»؛ نظریهپرداز برجسته، در مقالهای باعنوان «کارناوالسک» به همینموضوع اشاره میکند. او میگوید: در جوامعی که استبداد در آنها شدید است، کارناوالها نیز پررنگتر میشوند؛ زیرا مردم در فضای کارناوال میتوانند امیال سرکوبشده را بروز دهند و خودِ واقعیشان باشند؛ بیآنکه موردقضاوت قرار بگیرند. همین نگاه باعث شد شخصیت «دلقک» برای من بسیارجذاب شود. شروع کردم به مطالعه درباره «دلقک»، تماشای نمایشهای دلقکی در سراسر دنیا و جستوجو در ویدئوهای مختلف. نکتهای که برایم جالب بود، نگاه جامعه ایران به «دلقک» است. در فرهنگ ما، «دلقک» اغلب موجودی فرومایه، بیهویت و مسخره تلقی میشود؛ کسیکه انگار هیچ شأنی ندارد. درحالیکه اگر به تاریخ نمایش نگاه کنیم، «دلقک» یکی از مهمترین شخصیتهاست. در بسیاری از نمایشنامههای بزرگ جهان، کاراکتر «دلقک» حضور دارد. برایمثال در «شاه لیر» شکسپیر، «دلقک» حتی از خود «لیر» هم کلیدیتر است. همین باعث شد احساس کنم باید نمایشی ساخته شود که «دلقک» را آنطورکه واقعاً هست، نشان دهد؛ نه آنطورکه ما تصور میکنیم. جملهای که از همان ابتدا در دفترم نوشتم و برایم بسیارمهم بود، این بود: «آزادی، جرئت دلقکبودن میخواهد!» این جمله عملاً به یکی از محرکهای اصلی نمایشنامه تبدیل شد.
آیا درطول تمرینها تغییراتی در متن یا ساختار نمایش ایجاد شد؟
کار را بهصورت کارگاهی آغاز کردیم. از مهرماه، با جمعی از بچههای دانشگاه تیمی تشکیل دادیم و تمرینها را ابتدا در پلاتوهای دانشگاه شروع کردیم و بعد، به دلیل محدودیت زمان، مجبور شدیم خارج از دانشگاه فضا بگیریم. بچهها اتود میزدند، ایدهها شکل میگرفت و من مدام متن مینوشتم و بازنویسی میکردم تا درنهایت به نمایشنامه «هُپ» رسیدیم.
عنوان «هُپ» چه معنا یا کارکردی در جهان نمایش دارد؟
نام «هُپ» از بازیای میآید که قبل از شروع تمرینها انجام میدادیم. دراینبازی، با پرتاب توپها عدد و اسم مشاهیر گفته میشد و عددِ مضرب پنج، «هُپ» محسوب میشد. این بازی برای من بسیار الهامبخش بود؛ چون کلمه «هُپ» در ذهنم مدام تکرار میشد و کمکم معنای اولیهاش را از دست میداد؛ تبدیل به واژهای تهی، بازیچه و بیمعنا میشد. درست مثل Hope در زبان انگلیسی که انگار در شرایط ما دیگر معنای واقعیاش را از دست داده است. تصمیم گرفتیم نام نمایش «هُپ» باشد؛ چون به شرایطی اشاره دارد که در آن همهچیز؛ بهویژه امید، درحالتهیشدن از معناست.
موضوع نمایش چیست؟
«هُپ» درباره کارگردانیست که در فرایند ساخت اجرایش، کمکم تبدیل به «دلقک» میشود. آنقدر با مشکلات مختلف روبهرو میشود که تنها راه مبارزه و زندهماندن برایش، دلقکشدن است. دقیقاً همانکاریکه بسیاریازما دراینشرایط انجام میدهیم: شوخیکردن با وضعیت موجود.
مخاطب پس از تماشای این نمایش قرار است با چه پرسش یا احساسی سالن را ترک کند؟
تلاش ما این بوده مخاطب بعد از دیدن نمایش، دوباره به مفهوم «دلقک» فکر کند؛ شاید «دلقک»، آن موجود پست و بیارزشی نباشد که تصور میکردیم؛ شاید «دلقک»، یک قهرمان است. شاید اینکه همه ما شبیه «دلقک» میشویم، نشانه ضعف نیست؛ بلکه نشانه شجاعت و میل به بقاست.
مهمترین چالش شما در کارگردانی این نمایش چه بود؟
بزرگترین چالش من، خودِ متن بود. این، اولین تجربهام در نوشتن متن کارگاهی بود و هیچ پیشزمینه مشخصی نداشتم که متن به کدام سمت خواهد رفت. خوشبختانه استاد راهنمایم، خانم دکتر «شیوا مسعودی» که رساله دکتریشان درباره «دلقک» است، کمک بسیاربزرگی برایم بودند.
روند شکلگیری نمایش از تمرین تا اجرا چقدر زمان برد؟
«هُپ» پایاننامه کارشناسیام بود و حدود چهارماه طول کشید تا متن و اجرا بهشکل کارگاهی شکل بگیرد. بعد از دفاع، بازیگران تغییر کردند و مسیر اجرا طولانیتر شد؛ اما درمجموع، حدود یک سال زمان برد تا «هُپ» به اجرای عمومی برسد.
در کارگردانی «هُپ» بیشتر به کدام عنصر تئاتری تکیه داشتید: بازیگری، میزانسن، فرم یا محتوا؟
در کارگردانی، همزمان به بازیگری، میزانسن، فرم و محتوا اهمیت میدهم؛ اما بهدلیل آموزش آکادمیک، میزانسن و وزن صحنه برایم بسیارمهم است.
انتخاب بازیگران برچهاساسی انجام شد؟
انتخاب بازیگران براساس خودِ آنها و انرژی و ارتباط کاریمان انجام شد؛ زیرا در نمایش، همه بازیگران نقش خودشان را بازی میکنند و حتی نامشان همان نام واقعیشان است.
تعامل شما با بازیگران در فرآیند تمرین چگونه بود؟
تعامل ما کاملاً دوستانه است و من خودم را در جایگاه دستوری نمیبینم. داشتن یک تیم همدل برایم بسیارمهم بود. تئاتر، سود مالی ندارد؛ پس حداقل باید در مسیرش لذت برد.
اجرای نمایش در «خانه هنرمندان» چه تأثیری بر شکل اجرا یا مخاطبان داشته است؟
«خانه هنرمندان» برای من جای بسیارمهمیست و خوشحالم که اولین اجرای عمومیام دراینفضا اتفاق افتاد. حتی اتفاقاتی مثل قطع برق در یکی از اجراها، بهشکلی در دل اجرا حل شد که مخاطب تصور کرد بخشی از نمایش است؛ و این برای ما تجربه جالبی بود؛ انگار اثر، خودش را تعریف میکرد.
بازخورد مخاطبان تااینلحظه چگونه بوده است؟
بسیار دلگرمکننده. خواندن نظرات در «تیوال»، خستگی را از تن ما درمیآورد و انگیزه میدهد.
«هُپ» چه جایگاهی در مسیر کاری شما دارد؟
برایم مهمترین مسئله، دیدهشدن و نقدشدنِ کار است؛ چون بدون نقد، رشد ممکن نیست. امیدوارم «هُپ» آغاز مسیری باشد برای کاملتر و پختهترشدن من بهعنوان یک هنرمند.