کد خبر:
406780
| تاریخ مخابره:
1404 دوشنبه 8 دي -
06:24
قفسه
یادداشتی بر کتاب «سگ» اثر «اریک امانوئل اشمیت»
سهیلا انصاری
خواندن «سگ» تجربهای نیست که با بستن کتاب، پایان یابد. این اثر کوچک، آرام و بهظاهر بیادعا، پس از آخرین صفحه، همچنان در ذهن میماند و پرسشهایی را تکرار میکند که پاسخ روشنی ندارند. «اریک امانوئل اشمیت»، مانند بسیاری از آثار دیگرش، داستان نمینویسد تا صرفاً سرگرم کند؛ او روایت میکند تا خوانندهاش را در موقعیتی اخلاقی و فکری قرار دهد؛ جاییکه ناچار به قضاوت و بازاندیشیست. «سگ»، داستان «ساموئل»؛ پزشک 80سالهایست که پس از فوت همسرش، با سگی از نژاد «بوسرون» زندگی میکند. پس از مرگ سگ، «ساموئل» سگی دیگر از همان نژاد را جایگزین میکند و به دنیای وابسته و صمیمی سگها پناه میبرد؛ دنیایی که جایگزین ارتباط با آدمها شده است. «اشمیت» در ابتدای کتاب، شباهتهای «ساموئل» و سگش را برجسته میکند: لباس مخملبافت «ساموئل» و پوستین سگ، دستکش دکتر و انتهای پاهای سگ که گویی او هم دستکش پوشیده و شالگردن زرد دکتر و لکه زرد روی گردن سگ! «ساموئل» درطول داستان، سگهای زیادی را از دست میدهد. پس از مرگ یکی از سگها در تصادف با کامیون، او تاب نیاورده و خودکشی میزند. ادامه قصه، نامهایست که «ساموئل» برای دخترش پسازمرگش باقی میگذارد و به ما امکان میدهد به دنیای درونی او راه پیدا کنیم. درایننامه، «ساموئل» درمییابد که با وجود تحقیرهای اطرافیان، هنوز انسانیست و سگ است که به او حس انسانبودن را بازمیگرداند. حتی زمانیکه «ساموئل» قصد انتقام از کسانی را دارد که خانوادهاش را به نازیها لو دادهاند، سگ مانع از اقدام او میشود. در نگاه نخست، با داستانی ساده درباره یک سگ روبهروییم؛ موجودی وفادار، آموزشپذیر و مطیع؛ اما این سادگی خیلیزود رنگ میبازد. «سگ» دراینکتاب تنها یک حیوان نیست؛ او به آینهای بدل میشود که انسان در آن، چهره واقعی خود را میبیند، چهرهای که گاه از دیدنش گریزانیم؛ چون یادآور مسئولیتهاییست که ترجیح میدهیم نادیده بگیریم. «اشمیت» دربرخوردبا مفهوم خشونت، راه مستقیم محکومکردن را انتخاب نمیکند و بهجایآن، ریشههای آنرا بهدقت نشان میدهد. سگ خشونت را یاد میگیرد؛ اما یادگیری همیشه بهمعنای «انتخاب آگاهانه نیست. اینجاست که نقش انسان برجسته میشود: انسانیکه آموزش و فرمان میدهد؛ اما وقتی نتیجه ترسناک میشود، از پذیرش سهم خود شانه خالی میکند. زبان کتاب، ساده و مینیمال است؛ اما این سادگی فریبنده است. هیچ جملهای اضافه نیست و هر واژه بادقت انتخاب شده. همین ایجاز باعث میشود روایت گاه سرد و بیاحساس بهنظر برسد؛ گویی نویسنده از برانگیختن احساسات سطحی پرهیز میکند تا خواننده مستقیماً با حقیقت روبهرو شود؛ حقیقتی که نه راحت است و نه دلگرمکننده! برایم، «سگ» بیشازآنکه درباره رابطه انسان و حیوان باشد، درباره رابطه انسان با قدرت است. این کتاب میپرسد: وقتی قدرت داریم، با دیگری چه میکنیم؟ او را تربیت میکنیم یا مطابق میل خود شکل میدهیم؟ و اگر حاصل قدرت، خشونت و فاجعه باشد، آیا شهامت پذیرش مسئولیت آنرا داریم؟ نقطهقوت اصلی «سگ» ایجاز و دقت فلسفی آن است. «اشمیت» بدون شعاردادن یا توضیح اضافه، فضایی میسازد که خواننده ناچار به فکرکردن میشود. معنا بهتدریج و گاه تلخ، در ذهن شکل میگیرد و همین فرآیند آهسته، تأثیر کتاب را ماندگار میکند. البته همین ویژگی میتواند برای برخی خوانندگان چالشبرانگیز باشد؛ داستان، کوتاه است و پایانبندی آن ممکن است برای علاقهمندان به روایات کلاسیک، ناگهانی یا ناتمام جلوه کند. «سگ» بیشازآنکه داستانمحور باشد، اندیشهمحور است. «اشمیت» درایناثر، سگ را نهفقط نمادی از وفاداری؛ بلکه نشانهای از وابستگی، اطاعت، خشونت و وجدان انسانی دید. رابطه انسان و سگ از سطح عاطفی فراتر میرود و به عرصهای برای بررسی سلطه، مسئولیت اخلاقی و سوءاستفاده از قدرت تبدیل میشود. نویسنده نشان میدهد که چگونه انسان میتواند موجودی وفادار را به ابزار خشونت بدل کند و درعینحال، خود را بیگناه بداند. پایان آن، مانند بسیاری از آثار «اشمیت»، آرام؛ اما سنگین است. نه شوکآور است و نه امیدوارکننده؛ بلکه خواننده را تنها میگذارد با پرسشی که شاید مهمترین دستاورد اثر باشد. «سگ» کتابی نیست که لزوماً دوستش داشته باشیم؛ کتابیست که مجبورمان میکند فکر کنیم؛ و گاهی همین اجبار، برای ارزشمندبودن یک اثر کافیست. این اثر، بیشازهمه مناسب خوانندگانیست که به ادبیات فلسفی و نمادین، روایات کوتاه؛ اما عمیق و تأمل درباره مفاهیمی همچون اخلاق، خشونت، قدرت و مسئولیت انسانی علاقه دارند. برای کسانیکه بهدنبال داستان پرحادثه و سرگرمکننده با پایانی کاملاً مشخص هستند، انتخاب مناسبی نیست. «سگ» کتابی کوچک با پرسشهایی بزرگ است؛ اثری که بیآنکه حکم صادر کند، خواننده را وامیدارد بهسهمخود در چرخه خشونت، تربیت و قدرت بیندیشد. کتابی که بیشازآنکه خوانده شود، در ذهن باقی میماند. «سگ» اثر «اریک امانوئل اشمیت» با ترجمه «سروش حبیبی»، در ۷۶صفحه و توسط انتشارات «نیلوفر» در سال ۱۳۹۷ منتشر شده است.